همه ماجراي دكتر رفتنم اين دكتر خيلي خيلي معروف استاد همه دكتراس ..
اينجا مطبش ..
از 2ماه پيش وقت گرفتم البته منشي گفته بايد بين مريضا اگه وقت شد برم !
چقدر شلوغ وپلوغ
اروم بيا
اروم ..
خدايا كاش ي جايي براي نشستن پيدا شه
كم كم داره خوابم مي گيره
چه سوزي از كنار در مياد
اين پام كه ديگه بي حس شد
نكنه جلو دكتر نتونم راه برم ؟
اما نه منشي مي گه دكتر هنوز نيومده
مريضا بيشترو بيشتر ميشن
اونجارو
چيه؟
كنار دستشويي اون خسته شده وهمون جا نشسته
بالاخره صدام كردنو ميتونم برم تو
عاليه
ولي خانوم شما مي ريد اتاق روبرويي
ولي
باشه
با ناراحتي ونگراني مي رم تو
سلام
_سلام
_بتا فرون رو چيكار ميكنيد ؟
بسختي ومشكل گير مياد
وبعد معاينه معروف چكشي
_ببين پاتو چقدر مي لرزه
تو كاردرماني بهم گفتن اين رفلكس طبيعيه
_اره ولي ناراحت نمي شي اينقدر مي لرزه
_باكلوفن مي خوري
نه فايده زيادي نداره
براي گرفتن سابقه ونحوه نسخه نويسي وگرفتن مهر دكتر دو سه باري مي ره پيش دكتر ومياد
بالاخره دكتر خودش مياد
وتازه شروع مي شه
بحث بين دكتر وشاگرد
شاگرد : پاش خيلي مي لرزه
دكتر : از اول هم بد تر شده
شاگرد: اب نخاعشو
دكتر: نه مال اين پيش رونده است
شاگرد : زير چشماشو
دكتر: نه
شاگرد: بنويسم اوژانس
دكتر : نه بتا ميزنه
شاگرد : اگه مي شد از دارو هاي شيميايي استفاده كنيم
دكتر:نه
شاگرد: چرا نه خوب مي شه
دكتر:اصلا اين خانوم نه ي خانوم ديگه مثلا 40 ساله بازم اينو مي گي
ودكتر در ادامه بهم مي گه :
مي خواهيم دارو تو عوض كنيم
اين دارو از دارو هاي شيميايه وممكنه نتوني بچه دار بشي
نوشته شده توسط اليگا در شنبه هجدهم فروردین 1386 | موضوع : | لينک مطلب|
TAKP30لینک باکس
|
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by eligana.blogfa.com