درودل قدیما برقو رنگی داشتم یادش بخیر توی آیینه منو بهم نشون می دادن بااینکه
بعضی وقتا ازدستش خیلی عاصی وکثیف می شدم اما چون سیب وهویج خیلی دوست داشت دوسش داشتم همیشه لباس صورتی وخوشگلمو تا شونه هام می کشیدم و فکر می کردم تا آخر عمرش باهاشم کم کم لباسم که گشاد کوتاه وتیره شد صورت سفیدم پر از زخم هیچوقت بهم نمی رسید وتوجهی بهم نمی کرداگرم مسواکی بهم می زد بجای عقبو جلو وچپ وراست مسواک سر جاش بدون حرکت باسرعتیکه دنبال توپ می دوید عقبو جلو می کشید وبجای اینکه شیارای صورتمو پاک کنه با اینکارش کتکم می زد هنوز جای کتکاش هست ( سایش مسواک) خلاصه دیگه مثل قدیما نیستم کاش...
نوشته شده توسط اليگا در جمعه یکم تیر 1386 | موضوع : | لينک مطلب|
TAKP30لینک باکس
|
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by eligana.blogfa.com