مدتی بود که داشتم آموزش می دیدم وکمتر میامدم نت ولی مدتیه موضوعی منو کلافه کرده ونظرتونو میخوام اینوهم بگم که در تمام این شرایط تمام سعیمو می کردم متاسفانه اونو متوجه اشتباهش بکنم ولی چه اشتباهی برعکس نمی دونم چه جوری بعضیا هم می تونست متقاعد کنه وبه همه اونا میگفت که این خانوم مریضه وخیلی هم ناراحته اینو هم بگم اون جوریه که چون هم سن وسال منه روز اول فکر کردم می تونم براش دردودل کنم چه اشتباهی حالا مشکلات منو فقط خواجه .. وخلاصه به خاطر دلسوزی هم شده بقیه حرفاشو قبول می کردن ودیگه کار تموم میشد ومدتی بود فکر کردم دیگه تموم شده ولی امروز یه آتیش دیگشو دیدم یکی میگفت یا خودش مریضه یا ناراحتی وجدانی داره یا یه اتفاقی افتاده که اینجوری می کنه یاهمون دختر خاله ای که می گه بیماری مشابه داره خوب تونسته از پسش براد بخصوص که این مشکلات باهربار بانگاه حسد الود اون شروع می شه بنظر شما این بار که منو می بینه چیکار کنم البته نه گوشه کنایه نه ضرب المثل می فهمه واز هر دولت راحت راحت که اینم تعجبی نداره چون همون دختر خاله هرگز باپادردی که داره پیشش نرفته
نوشته شده توسط اليگا در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 | موضوع : | لينک مطلب|
TAKP30لینک باکس
|
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by eligana.blogfa.com