گذر زندگي .زندگي
حركت به سمت جلو در تعقيير بودن مثل گذشتن از باغ اسرار اميز از طوفان زمان رد شدن نه به عقب فقط فقط جلو موندن موندن اما همون صبر . انديشه به دور.گزيدن راه برتر كوتاه كوتاه كوتاه بيش از اين شايد سرعت عبور ديگري تو را نيز با خود ببرد
نوشته شده توسط اليگا در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 | موضوع : | لينک مطلب|
گذر زندگي .زندگي
حركت به سمت جلو در تعقيير بودن مثل گذشتن از باغ اسرار اميز از طوفان زمان رد شدن نه به عقب فقط فقط جلو موندن موندن اما همون صبر . انديشه به دور.گزيدن راه برتر كوتاه كوتاه كوتاه بيش از اين شايد سرعت عبور ديگري تو را نيز با خود ببرد
نوشته شده توسط اليگا در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 | موضوع : | لينک مطلب|
گذر زندگي .زندگي
حركت به سمت جلو در تعقيير بودن مثل گذشتن از باغ اسرار اميز از طوفان زمان رد شدن نه به عقب فقط فقط جلو موندن موندن اما همون صبر . انديشه به دور.گزيدن راه برتر كوتاه كوتاه كوتاه بيش از اين شايد سرعت عبور ديگري تو را نيز با خود ببرد
نوشته شده توسط اليگا در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 | موضوع : | لينک مطلب|
امروز كلي ما تماس گرفتيم تا از اطلا عات دارويي بپرسيم كجا بتا رو توضيع
مي كنند تا اينكه بعداز نزديك به يك ساعت برادرم تونست بالاخره تماس بگيره و مدارك اماده كرديم تا بره عاليه نه بعداز اينهمه تماس بعد از2يا 3 هفته تماس بالاخره داره توضيع مي شه دستشون درد نكنه عاليه . (بتا دارويي براي بيماران ام اس كه بايد سر موقع ومرتب مصرف شه)
نوشته شده توسط اليگا در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 | موضوع : | لينک مطلب|
توپ بزرگ مشكل اولش خيلي كوچيكه وبنظر بي اهميت ولي وبا اينكه سعي مي كني
ديگه خودتو درگيرش نكني ولي نا خوداگآه ذهنت به سمت اون ميره واگه اين جور ميشد چرا فلان جور نشد؟؟؟؟ واين مشكل كوچولوبزرگ وبزرگتر ميشه ديگه تمام وجودتو گرفته اينبار حتي اگه بخواي كاري هم بكني آنقدر ذهنت مشغوله كه يا اصلا بطور كل درگيري يا ذهن ي بچه كوچيك بهتر از تو در اون شرايط ميتونه عمل كنه چرا؟
نوشته شده توسط اليگا در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 | موضوع : | لينک مطلب|
داكسي سايكلين اسم اين دارو رو حتما شنيدين يا استفاده كردين ي انتي بيو تيك ضعيف وبه گفته دكترم ثابت شده با خوردن روزي
يك عدد بعد ناهار جلوي تشديد حملات ام اس رو مقدار زيادي مي گيره و حدود نيم ساعت بعد از خوردن آن نبايد
به حالت خوابيده باشيد .
يك انتي بيوتيك آبي رنگ شايد بد نباشه ي سوالي در اين باره از دكترتون بكنيد .
من منتظر كامنت شما در اين باره هستم
نوشته شده توسط اليگا در شنبه هجدهم فروردین 1386 | موضوع : | لينک مطلب|
شاگرد راستش تا حالا فكر مي كردم رزيدنت همون شاگرده يعني اشتباه مي كردم توي بيمارستان كه فكر مي كردن بيمارا يا گوش درازن يا جوندن كه هر كاري هر ازمايشي هر امتحاني مي خواستن مي تونستن بكنن واز ترم اولم مي دونستن كه دكترن واساتيد هم اشتباهشون رو جدي نمي گيرن شايد مي خوان براي هميشه استاد باشن و اونام دكتر باشن وتا ايراد مي گرفتيم مي گفتن اينجا اموزشيه چرا اومدين اينجا ومن ساده هم مي گفتم دكترم
اينجاس ولي حتي يكبارم زحمت نداد بخودش وبياد از اتاق عمل تو بخش .
نوشته شده توسط اليگا در شنبه هجدهم فروردین 1386 | موضوع : | لينک مطلب|
همه ماجراي دكتر رفتنم اين دكتر خيلي خيلي معروف استاد همه دكتراس ..
اينجا مطبش ..
از 2ماه پيش وقت گرفتم البته منشي گفته بايد بين مريضا اگه وقت شد برم !
چقدر شلوغ وپلوغ
اروم بيا
اروم ..
خدايا كاش ي جايي براي نشستن پيدا شه
كم كم داره خوابم مي گيره
چه سوزي از كنار در مياد
اين پام كه ديگه بي حس شد
نكنه جلو دكتر نتونم راه برم ؟
اما نه منشي مي گه دكتر هنوز نيومده
مريضا بيشترو بيشتر ميشن
اونجارو
چيه؟
كنار دستشويي اون خسته شده وهمون جا نشسته
بالاخره صدام كردنو ميتونم برم تو
عاليه
ولي خانوم شما مي ريد اتاق روبرويي
ولي
باشه
با ناراحتي ونگراني مي رم تو
سلام
_سلام
_بتا فرون رو چيكار ميكنيد ؟
بسختي ومشكل گير مياد
وبعد معاينه معروف چكشي
_ببين پاتو چقدر مي لرزه
تو كاردرماني بهم گفتن اين رفلكس طبيعيه
_اره ولي ناراحت نمي شي اينقدر مي لرزه
_باكلوفن مي خوري
نه فايده زيادي نداره
براي گرفتن سابقه ونحوه نسخه نويسي وگرفتن مهر دكتر دو سه باري مي ره پيش دكتر ومياد
بالاخره دكتر خودش مياد
وتازه شروع مي شه
بحث بين دكتر وشاگرد
شاگرد : پاش خيلي مي لرزه
دكتر : از اول هم بد تر شده
شاگرد: اب نخاعشو
دكتر: نه مال اين پيش رونده است
شاگرد : زير چشماشو
دكتر: نه
شاگرد: بنويسم اوژانس
دكتر : نه بتا ميزنه
شاگرد : اگه مي شد از دارو هاي شيميايي استفاده كنيم
دكتر:نه
شاگرد: چرا نه خوب مي شه
دكتر:اصلا اين خانوم نه ي خانوم ديگه مثلا 40 ساله بازم اينو مي گي
ودكتر در ادامه بهم مي گه :
مي خواهيم دارو تو عوض كنيم
اين دارو از دارو هاي شيميايه وممكنه نتوني بچه دار بشي
نوشته شده توسط اليگا در شنبه هجدهم فروردین 1386 | موضوع : | لينک مطلب|
بعد از مدتي تصميم گرفتم بنويسم ولي اينبار كامپيوترم بيمار شد بعدشم قالب بلاگ قاطي كرد خلاصه بازم تصميم گرفتم برگردم سر همون خونه و بلاگ نويسي رو ادامه بدم..
نوشته شده توسط اليگا در جمعه هفدهم فروردین 1386 | موضوع : | لينک مطلب|
TAKP30لینک باکس
|
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by eligana.blogfa.com